ماهواره /mɒːh.vɒːˈɾɛ/ Noun

English
satellite
ไทย
ดาวเทียม

Example

  • ماهواره‌ی هواشناسی، تصاویرِ [ماهواره] را از طوفانِ در حال نزدیک شدن ثبت کرد.
  • The weather satellite captured images of the approaching storm.
  • استفاده از ترکیب وصفی «ماهواره‌ی هواشناسی» بسیار رایج است.