کامل /kɒːmel/ AdjectiveEnglishtotalไทยสิ้นเชิงExampleفاجعهای **کُلّی** بود. (فاجعه / نابودی / ویرانی) — این یک فاجعهی تمامعیار بود.It was a total disaster.استفاده از «کُلّی» در اینجا حس یک شکست بزرگ را منتقل میکند.