ممنوع کردن /mæmˈnuːʔ kærˈdæn/ Verb

English
prohibit
ไทย
ห้าม

Example

  • قانون، فروش مشروبات الکلی به خردسالان را [ممنوع کرده است]. — این واژه در متون حقوقی بسیار پرکاربرد است.
  • The law prohibits the sale of alcohol to minors.
  • استفاده از «کردن» در اینجا کاملاً طبیعی است.