تغییر مسیر دادن /tæɣjiːre mæsiːr dɒːdæn/ Verb
- English
- divert
- ไทย
- เบี่ยงเบน
Example
- پرواز به دلیل آبوهوای نامساعد به فرودگاهی نزدیک [منحرف شد].
- The flight was diverted to a nearby airport due to bad weather.
- در اینجا، فعل به صورت مجهول و برای مسیر فیزیکی به کار رفته است.