تجلی /tædʒælːiː/ Verb
- English
- manifest
- ไทย
- เนรมิต
Example
- تنشهای اجتماعی در بحران سیاسی اخیر [آشکار شد / تجلی یافت]؛ [بروز کردن / آشکار ساختن] تنشهای اجتماعی در بحران سیاسی اخیر.
- Social tensions were manifested in the recent political crisis.
- استفاده از «تجلی یافتن» برای رویدادهای بزرگتر و عمیقتر مناسب است.