تنظیم‌گر /tænʒiːmɡær/ Noun

English
regulator
ไทย
หน่วยงานกำกับดูแล

Example

  • مرجع نظارتی انرژی، استانداردهای جدید ایمنی را وضع کرد.
  • The gas industry regulator set new safety standards.
  • استفاده از 'وضع کرد' به جای 'تعیین نمود' بسیار مدرن‌تر است.