مکانیک /mekɑːniːk/ Noun

English
mechanic
ไทย
ช่างยนต์

Example

  • مکانیکِ [مکانیک / تعمیرکار / فنی‌کار] قطعه معیوب دینام را تعویض کرد.
  • The mechanic replaced the faulty alternator.
  • استفاده از 'مکانیک' در اینجا کاملاً رایج و مدرن است.