مُد /mod/ Noun

English
fashion
ไทย
แฟชั่น

Example

  • او همیشه از آخرین مُدِ لباس‌ها پیروی می‌کند.
  • She always keeps up with the latest fashion.
  • استفاده از «پیروی کردن» برای نشان دادن دنبال کردن روندها.