مشاوره /moʃɒːvæɾɛ/ Noun
- English
- counselling
- ไทย
- การให้คำปรึกษา
Example
- آن دو تصمیم گرفتند برای مشاورهٔ رابطهٔ زناشویی (مشاورهٔ زناشویی / همیاری تخصصی / راهنمایی حرفهای) اقدام کنند.
- The couple decided to go for relationship counselling.
- استفاده از ترکیب اضافی برای مشخص کردن نوع مشاوره بسیار رایج است.