نهایی /næhɒːjiː/ Adjective

English
final
ไทย
ขั้นสุดท้าย

Example

  • آخرین (نهایی / واپسین / پایانی) اقدام او به عنوان رهبر، اتحاد تیم بود.
  • His final act as leader was to unite the team.
  • تأکید بر اتمام یک دوره یا مسئولیت.