نقش /næɣʃ/ Noun

English
role
ไทย
บทบาท

Example

  • او [نقش محوری] را در نمایش جدید به دست آورد.
  • She landed the lead role in the new play.
  • استفاده از «به دست آوردن» برای نقش‌های هنری رایج است.