افق /ofoɢ/ Noun

English
horizon
ไทย
เส้นขอบฟ้า

Example

  • خورشید در پشتِ [افق] فرو رفت.
  • The sun sank below the horizon.
  • استفاده از «پشتِ» برای نشان دادن عبور از مرز.