استاندار /ostɒːndɒːɾ/ Noun

English
governor
ไทย
ผู้ว่าราชการ

Example

  • استاندارِ [استاندار، فرماندار، حاکم] لایحه جدید محیط زیست را امضا کرد.
  • The governor signed the new environmental bill.
  • استفاده از 'استاندار' برای اشاره به مقام ارشد منطقه‌ای رایج‌تر است.