پناهندگی /pænɒːhændegiː/ Noun
- English
- asylum
- ไทย
- ที่ลี้ภัย
Example
- او پس از فرار از رژیم، **پناهندگی** گرفت. [ملجأ / پناهگاه / پناهندگی] — او پس از فرار از رژیم، حمایت قانونی دریافت کرد.
- She was granted asylum after fleeing the regime.
- استفاده از «گرفتن» برای اعطای پناه، بسیار طبیعی است.