پنج /faɪv/ Number

English
five
ไทย
ห้า

Example

  • باقیمانده‌ی شیرینی‌ها به اندازه‌ی پنج انگشت است.
  • There are only five cookies left in the jar.
  • پنج یک عدد پایه و بسیار رایج است.