پرواز کردن /pærvɒːz kær dæn/ Verb

English
fly
ไทย
บิน

Example

  • پرندگانِ خوش‌آواز، هر پاییز به سوی جنوب پرواز می‌کنند.
  • The birds fly south every autumn.
  • استفاده از فعل مرکب برای بیان حرکت طبیعی پرندگان.