ثابت /sɒːbet/ Adjective
- English
- steady
- ไทย
- สเตดดี้ (Steady)
Example
- ما پنج سال رشد اقتصادیِ **پایدار** داشتهایم. (رشدِ **استوار** / رشدِ **ثابتقدم**)
- We've had five years of steady economic growth.
- پایدار در اینجا حس رشد مداوم و قابل اتکا را میرساند.