پیدا کردن /pejdɒː kærˈdæn/ Verb
- English
- find
- ไทย
- ค้นพบ
Example
- امروز یک اسکناس ده دلاری را در پیادهرو کشف کردم (پیدا کردن / یافتن / به دست آوردن).
- I found a ten-dollar bill on the sidewalk today.
- استفاده از «کشف کردن» برای اشیاء کوچک روزمره کمی رسمیتر است اما در اینجا برای تنوع آمده.