پیشگیری /piːʃɡiːˈriː/ Noun
- English
- prevention
- ไทย
- การป้องกัน
Example
- تأمینِ امنیتِ شهری، اولویتِ اصلیِ شهرداری برای **جلوگیری از** بزهکاری است.
- Crime prevention is a top priority for the city.
- در اینجا از ساختارِ فعلیِ «جلوگیری از» استفاده شده که بسیار رایج است.