رئیس /ræʔiːs/ Noun

English
boss
ไทย
หัวหน้า

Example

  • از رئیسم اجازه می‌گیرم که مرخصی داشته باشم.
  • I'll ask my boss if I can have the day off.
  • رئیسم (رئیس + ـَم) ساختار رایج مالکیت است.