شفاف‌سازی /ʃæfɒːf-sɒːziː/ Verb

English
clarify
ไทย
ชี้แจง

Example

  • معلّم [روشن ساختن] دستورالعمل‌های امتحان نهایی را.
  • The teacher clarified the instructions for the final exam.
  • رایج‌ترین و طبیعی‌ترین ساختار برای موقعیت‌های روزمره.