ضبط / ثبت /zæbt/ Noun

English
record
ไทย
บันทึก

Example

  • باید سِجِلِ هزینه‌هایت را نگهداری کنی.
  • You should keep a record of your expenses.
  • در اینجا 'نگهداری کردن' (داشتن) رایج‌تر است.