سگ /sæg/ Noun

English
dog
ไทย
สุนัข

Example

  • من سگ را برای گردش (بردن / هدایت کردن / همراهی کردن) به پارک بردم.
  • I took the dog for a walk in the park.
  • پیاده‌روی با سگ در شهرها رایج است اما هنوز به اندازه غرب فراگیر نیست.