دستودلباز /dæst-o-del-bɒːz/ Adjective
- English
- munificent
- ไทย
- เอื้อเฟื้ออย่างยิ่งยวด
Example
- بنیاد، کمک مالیِ **سَخاوتمندانهای** از سوی یک نیکوکار دریافت کرد.
- The foundation received a munificent donation from a philanthropist.
- استفاده از سَخاوتمندانه (قید) برای تأکید بر ماهیت بخشش.