سخت /sæxt/ AdjectiveEnglishtoughไทยแกร่งExampleدوران کودکیِ او [سخت] بود، اما او را بسیار مقاوم ساخت. (سخت / دشوار / استوار)It was a tough childhood, but it made her incredibly resilient.در اینجا «سخت» به سختیِ تجربه اشاره دارد.