سخت‌گیر /sæxt.ɡiːɾ/ Adjective

English
strict
ไทย
เข้มงวด

Example

  • قوانین مدرسه در مورد تلفن همراه بسیار «سخت‌گیرانه» است. (مقررات سخت‌گیرانه / دقیق / مشدّد) — از نظر مدرسه در مورد تلفن همراه
  • The school has a strict no-phone policy.
  • در اینجا «سخت‌گیرانه» بهترین انتخاب برای قوانین است.