سوار شدن /savɒːr ʃodæn/ Verb

English
ride
ไทย
ร่วมเดินทาง

Example

  • من یاد گرفتم که چطور «سوار شدن» (رکاب زدن/تازیدن) را در کودکی.
  • I learnt to ride as a child.
  • تازیدن برای اسب، رکاب زدن برای دوچرخه رایج‌تر است.