شرمنده /ʃærmænˈdɛ/ AdjectiveEnglishashamedไทยละอายใจExampleاو از رفتار خود در مهمانی به شدت شرمنده بود. (سرافکنده / خجلزده / شرمسار)She was deeply ashamed of her behavior at the party.استفاده از «به شدت» بار معنایی 'deeply' را منتقل میکند.