شتاب دادن /ʃetɒːb dɒːdæn/ Verb

English
accelerate
ไทย
เร่งความเร็ว

Example

  • راننده مجبور شد تا برای سبقت گرفتن از کامیون، [شتاب بگیرد]؛ [سرعتش را زیاد کند] / [تندتر برود].
  • The driver had to accelerate to pass the truck.
  • «شتاب گرفتن» برای حرکت فیزیکی بسیار طبیعی است.