تندخو / بیگدار به آبزن /tond.xuː/ Adjective
- English
- impetuous
- ไทย
- หุนหันพลันแล่น
Example
- تصمیمِ [شتابزده] او باعث شد چند مشکل دیگر هم بعداً پیش بیاید.
- His impetuous decision caused several problems later.
- شتابزده در اینجا بار معنایی منفیِ ناشی از عجله دارد.