شکست /ʃekæst/ Noun

English
failure
ไทย
ความล้มเหลว

Example

  • شکستِ موتورِ ماشین، غیرمنتظره بود.
  • The failure of the engine was unexpected.
  • استفاده از «شکست» برای اشاره به نقص فنی رایج است.