شکست خوردن /ʃekæst xordæn/ Verb

English
fail
ไทย
ไม่สำเร็จ

Example

  • بسیاری از رژیم‌های غذایی شکست می‌خورند چون بیش از حد سخت‌گیرانه هستند.
  • Many diets fail because they are too restrictive.
  • اینجا منظور عدم موفقیت در هدف است.