استوار /ostovɒːr/ Adjective

English
firm
ไทย
มั่นคง

Example

  • پزشک برای درد کمرم تشکِ **سفت**ی را توصیه کرد. [سفت (سختی) / محکم (پایداری) / استوار (ثبات)]
  • The doctor recommended a firm mattress for my back pain.
  • در مورد تشک، «سفت» رایج‌ترین انتخاب است.