شور /ʃuːr/ NounEnglishpassionไทยแรงผลักดันExampleتحسین میکنم شور و تعهدی را که بازیکنان با [شور/اشتیاق/عشق] از خود نشان دادند.I admire the passion and commitment shown by the players.شور در اینجا به معنای انرژی متمرکز است.