طنز /tænz/ Noun

English
humour
ไทย
อารมณ์ขัน

Example

  • داستان پُر از شوخ‌طبعیِ ملایمِ او بود.
  • It was a story full of gentle humour.
  • استفاده از 'شوخ‌طبعی' برای لحن گرم و صمیمی.