سوخت /suːxt/ NounEnglishfuelไทยแรงผลักดันExampleهواپیما از کمبود سوخت جت [بنزین / مادهٔ انرژیزا / مادهٔ احتراقی] رنج میبرد.The plane was low on jet fuel.در اینجا «سوخت» کاملاً رایج است.