سرخ کردن /soɾx kær.dæn/ Verb

English
fry
ไทย
ทอด

Example

  • بیکن را سرخ کنید تا برشته شود. (سرخ کردن / تفت دادن در روغن / روغن‌پز کردن)
  • Fry the bacon until it is crispy.
  • استفاده از «برشته» برای تأکید بر ترد شدن غذا رایج است.