تا حدی /tɒː hæddi/ Adverb

English
partly
ไทย
บางส่วน

Example

  • شکست، تا حدودی ناشی از بدشانسی بود. (شکست، تا حدودی ناشی از بدشانسی بود.)
  • The failure was partly due to bad luck.
  • استفاده از «تا حدودی» بسیار رایج و طبیعی است.