تعهد /tæ.æ.hoːd/ Noun

English
commitment
ไทย
ความมุ่งมั่น

Example

  • من هنوز برای یک [تعهّد] بلندمدت آماده نیستم.
  • I'm not ready to make a long-term commitment.
  • در روابط، «تعهّد» بار عاطفی سنگینی دارد.