تحت تأثیر قرار دادن /tæhˈtɛ tæʔˈsiːrɛ ɢæˈrɒːr dɒːˈdæn/ Verb
- English
- impress
- ไทย
- สร้างความประทับใจ
Example
- نوازندهی جوان با مهارت فنیاش داوران را تحت تأثیر قرار داد. (تحسین کسی را برانگیختن / تحت تأثیر قرار دادن / مجذوب کردن) — از: The young pianist impressed the judges with her technical skill.
- The young pianist impressed the judges with her technical skill.
- استفاده از 'تحت تأثیر قرار دادن' بسیار رایج و خنثی است.