بهتدریج /be.tæd.riːdʒ/ Adverb
- English
- gradually
- ไทย
- อย่างค่อยเป็นค่อยไป
Example
- شرکت دارد **به تدریج** به سمت دورکاری متمایل میشود. (به تدریج / آهسته / مرحله به مرحله)
- The company is gradually shifting toward remote work.
- استفاده از 'به تدریج' در محیط کسبوکار بسیار رایج است.