تایید کردن /tæʔjiːd kær dæn/ Verb

English
endorse
ไทย
รับรอง

Example

  • رهبر حزب از نامزد سر باز زد از [تأیید کردن] او.
  • The party leader refused to endorse the candidate.
  • در اینجا تأیید سیاسی مد نظر است.