ساختن /sɒːxtæn/ Verb

English
tolerate
ไทย
ยอมรับ

Example

  • من دیگر این صدای گوش‌خراش را تاب نمی‌آورم. [تحمل کردن / تاب آوردن / رواداشتن] — of: I cannot tolerate this noise anymore.
  • I cannot tolerate this noise anymore.
  • «تاب آوردن» در اینجا حس فرسودگی بیشتری دارد.