تخته /tæx.tɛ/ NounEnglishboardไทยบอร์ดExampleاو فرش را پاره کرد و تنها **تختههای** زیرین باقی ماندند.He ripped up the carpet, leaving only the bare boards.تخته در اینجا به معنای کفپوش چوبی است.