تمایز قائل شدن /tæmɒːjeze qɒː'el šodæn/ Verb
- English
- differentiate
- ไทย
- แยกแยะ
Example
- خواهر و برادرها آنقدر شبیه هماند که تشخیص [تمایز قائل شدن] میانشان دشوار است.
- The twins are so similar that it's hard to differentiate between them.
- استفاده از «تشخیص» به جای «تمایز» در محاوره رایج است.