تذکر مشفقانه /tæzækkore moʃfeɢɒːne/ فعل

English
admonish
ไทย
ตักเตือน

Example

  • مربی به بازیکنان بابت کم‌کاری‌شان «تذکر داد».
  • The coach admonished the players for their lack of effort.
  • استفاده از تذکر دادن در اینجا لحنی مربی‌گونه و جدی دارد.