دوران نوجوانی /dowˈrɒːne no dʒævɒːˈniː/ Adjective

English
teenage
ไทย
วัยรุ่น

Example

  • او یک دخترِ نوجوانی است با رؤیاهای بزرگ.
  • She is a teenage girl with big dreams.
  • استفاده از 'دخترِ نوجوانی' بسیار رایج و طبیعی است.