توضیح /toziːh/ Noun
- English
- explanation
- ไทย
- คำอธิบาย
Example
- محتملترین توضیح این است که پرواز او تأخیر داشته است. (محتملترین شرح این است که پروازش دیر شده باشد.)
- The most likely explanation is that his plane was delayed.
- در فارسی، «توضیح» معمولاً به صورت مفعول مستقیم فعل «دادن» میآید.