وسیع /væsiːʔ/ Adjective

English
vast
ไทย
ไพศาล

Example

  • شرکت در حوزه‌ای [گسترده] از بازار جهانی فعالیت می‌کند.
  • The company operates in a vast area of the global market.
  • استفاده از 'حوزه' و 'فعالیت کردن' ترکیب مغناطیسی خوبی می‌سازد.