واداشتن /vɒːdɒːʃtæn/ Verb
- English
- compel
- ไทย
- บังคับ
Example
- قانون، پدران را به وادار کردنِ پرداختهای منظم برای فرزندانشان ملزم میسازد.
- The law can compel fathers to make regular payments for their children.
- استفاده از «ملزم ساختن» بار قانونی و رسمی دارد.